بیش از 10 سال ما به شرکت ها کمک می کنیم تا به اهداف مالی و تجاری خود برسند. اونوم یک آژانس سئو محور مبتنی بر ارزش گذاری است.

اطلاعات تماس
کتاب هنر رندانه بیخیالی

📖🎧هنر رندانه بی خیالی

✍🏻 نویسنده : مارک منسن
🎙 راوی : 
📙 تعداد فصلها : 9 فصل

دانلود کتاب صوتی هنر رندانه بیخیالی

1_خوشحالی از حل مشکلات بدست می آید

یکی از درس هایی که هنر ظریف بی خیالی به ما می گوید این است که خوشحالی چیزی پایدار نیست که بعد از رسیدن به آن بگوییم ما حال یک فرد خوشحالیم ، بلکه خوشحالی حالتی است که بعد از حل یک مشکل به ما دست می دهد .

و از طرفی مشکلات هم به صورت کامل حل نمی شوند فقط به صورتی دیگر در میایند.

پس اگر از مشکلات فرار کنید و یا فکر کنید مشکل ندارید و یا اینکه مشکلی دارید که هیجگاه حل نمی شود در حال آزار به خود هستید. نکته حل کردن مشکلات است ، نه اینکه اصلا مشکلی نداشته باشیم.

خوشحالی از حل مشکلات بدست می آید

2_کشمکشتان را انتخاب کنید

در بخشی از کتاب عنوان می شود که اگر از هر کسی بپرسند «از زندگی جه می خواهی» جواب مشخصی میدهد که موفق و پولدار و شاد و … باشم. اما سوال درست این است که «چه رنجی در زندگیت می خواهی» یا بخاطر چه چیزی در زندگی حاضری رنج بکشی؟

به طور مثال همه دوست دارن اندامی عالی داشته باشند، اما آیا همه حاظرند ساعت ها ورزش و سختی بکشند و یا غذا مورد علاقه خود را نخورند؟.

یا همه دوست دارند کار آفرینی موفق شوند اما آیا حاضرند ساعت ها کار و بی خوابی ریسک پذیری و شکست و … را با تمام وجود حس کنند؟

پس باید فرایند را دوست داشت نه نتیجه را.  کوه نوردی را دوست داشت نه نوک قله را.  کشمکش را نه پاداش. و باید دانست که نابرده رنج گنج میسر نمی شود.

3_شما خاص نیستید

یکی از مواردی که مارک منسن در هنر ظریف بی خیالی به آن می پردازد حق به حانبی ای است که در همه جا گریبان گیر افراد شده. او می گوید این فکر که همه باید در همه رشته ها خاص و استثنایی باشند یک حرف نشدنی و خطرناک است.

ما در اکثر موارد معمولی هستیم ولی با تلاش فراوان می توانیم بسیار بهتر باشیم ولی اگر قبول کنیم که ما خاص و بهترین هستیم هیچگاه پیشرفتی نمیکنیم . افراد شگفت انگیز می شوند چون میدانند که آنقدرها هم عالی نیستند و برای ارتقا خود زحمت می کشند که این دقیقا متضاد حق به جانبی است.

4_ارزش های خوب

لذت در زندگی نیاز است اما همه چیز نیست و اگر لذت ارزش ما باشد زندگی بسیار خطرناک میشود. مثلا یک معتاد را در نظر بگیرید که برای لذت زندگی اش را خراب کرده، فردی را در نظر بگیرید که با خوردن بیش از حد فست فود چطور سلامت خود را نابود کرد. سلامتی مارا بیشتر خوشحال می کند تا خوردن غذای نا سالم، راه اندازی یک کسب و کار مارا خوشحال تر میکند تا خرید یک کامپیوتر و مثال های بسیار مانند این

این مسئله در برابر پول و چیز های دیگر نیز صادق است. این تلاش و زحمت و سختی است که مارا به خوشحالی واقعی و بلند مدت میرسانند و نه لذت های زودگذر. این چیزی است که هنر ظریف بی خیالی به ما می آموزد.

5_انتخاب

از مهم ترین درس هایی که هنر ظریف بی خیالی به ما میدهد، این نکته مهم است که ما همیشه مسئولیت صددرصدی کارها و اتفاقات زندگی خود را بر عهده داریم.و نه عوامل و افراد خارجی.

ما همیشه اداره کننده ی چیز هایی نیستیم که برایمان رخ می دهد ، اما همیشه دست خودمان است، که چیز هایی را که برایمان رخ میدهند، چطور تفسیر کنیم و به آن پاسخ دهیم. ما همیشه مسئول تجربیات خودمان هستیم ، شاید اتفاق افتادن فلان چیز دست خودمان نباشد اما صددرصد نحوه برخورد ما با این اتفاق دست خودمان است.

پس پذیرفتن مسئولیت اشتباهاتمان است که خاستگاه بهبود واقعی در زندگی است و سر زنش کردن دیگران یعنی صدمه به خود.

6_ما همواره در همه چیز اشتباه می کنیم

بشر همواره در حال پیشرفت است و به اشتباهات گذشته خود پی میبرد مثلا در گذشته ما فکر می کردیم که خورشید به دور زمین می گردد. از این مثال ها بسیار زیاد است . همانطور که ما حالا به اشتباهات گذشته خود پی می بریم. در آینده نیز به اشتباهات حال حاضر پی میبریم.

رشد فرایندی تکرار شونده و بی پایان است و وقتی ما چیز جدیدی یاد میگیریم از اشتباه به درست نمی رسیم ، از اشتباه به کمی کمتر اشتباه می رویم ، و بار دیگر به کمی کمتر اشتباه و همینگونه در فرایند نزدیک شدن به کمال و حقیقت قدم میگذاریم بدون اینکه هرگز به حقیقت و کمال برسیم.

یقین دشمن پیشرفت است. همانطور که ما به مردم 500 سال قبل میخندیم مردم آینده نیز به ما میخندند و مردم بعد آنها به آنها و همینطور به آخر. ما به جای اینکه دنبال یقین باشیم باید به دنبال پیدا کردن اشتباه و بهبود آنها باشیم.

7_شکست راه پیروزی است

هر شکست یک درس بزرگ است و ترس و دوری از شکست همان دوری از موفقیت است. کودکی را در نظر بگیرید که می خواهد راه رفتن را یاد بگیرد در ابتدا او بارها زمین میخورد تا بلاخره راه رفتن را یاد میگیرد، در زندگی هم همینطور است اگر از اول فکر کنید که اگر بخواهم راه برم احتمالا به زمین میخورم قطعا هیچگاه راه رفتن را یاد نخواهید گرفت .

رنج هایمان اغلب مارا قوی تر ، انعطاف پذیرتر و عاقل تر می کند. پس باید ترس را کنار بگذارید چون تنها اینگونه است که به چیزی که میخواهید میرسید، اگر به بدنتان فشار وارد نشود هیچگاه عضله نمی سازید ، فشار روانی هم هیمنگونه است. گاهی اوقات از چیزی ترس داریم که اصلا اینگونه نیست فقط باید به سمتش بروید و انجامش دهید.

8_اصل کاری بکنید

منسن در هنر ظریف بی خیالی از معلم ریاضی اش یاد میکند که همیشه میگفته است: وقتی به مشکل خوردید همانجا نشینید و فکر کنید، بلکه کاری بکنید حتی اگه نمی دونید چیکار می کنید، همین باعث میشه ایده های جدید و درست در ذهنتون ظاهر بشه. اگر برای شروع هر کاری فقط به سراغ انجام دادنش از جایی بکنید انگیزه خودش پدیده می آید و نیروی محرک شما خواهد شد.

اگر همواره خود را وادار کنید که کاری بکنید حتی اگر این کار ابتدایی ترین کار ممکن هم باشد خیلی سریع باعث می شود که کار های بزرگتر هم بسیار ساده بنظر برسند.

اگر این اصل را رعایت کنید،شکست بی اهمیت است چراکه وقتی معیار موفقیت صرفا عمل باشد ، و وقتی محرک به جای پیش نیاز، پاداش تلقی شود ، خودمان را به جلو حرکت داده ایم.

9_اهمیت نه گفتن

مارک منسن بار دیگر در کتابش از فرهنگ جامعه ایراد میگیرد او می گوید که به ما یاد داده اند که تا حد ممکن پذیرا و تصدیقگر باشیم و به همه چیز و همه کس بله بگویید اما ما باید خیلی چیز هارا نپذیریم .

اگر اولویتی نداشته باشیم و هیج چیز مطلوب تر از چیز دیگر نباشد در این صورت زندگی ما پوچ است. چون هیچ ارزش و اصولی برای زندگی نداریم و زندگی ای بدون هدف داریم.

ما باید خودمان را محدود به چیزی کنیم و آن موقع است که به سطح دیگری از معنا میرسیم . شما وقتی یک رابطه جدی را شروع میکنید باید به عیاشی ها و بعضی لذت های خود نه بگویید.

ما وقتی چیزی را ارزش کنیم باید هر چیزی که آن نیست را رد کنیم. این  عدم پذیرش بخش ضروری از حفظ هویت و ارزش های ما است و از این راه می توان روابط و زندگی هایمان را بهتر و سالم تر کنیم.

10_روابط و عشق سالم

در هنر ظریف بی خیالی نویسنده، عشق های دراماتیک و پر غلظت سینمایی را نقد می کند و در ادامه می گوید که من اصلا مخلاف عشق نیستم اما دو نوع رابطه و عشق داریم ،  «سالم و ناسالم»

فرق روابط سالم و ناسالم در دو چیز خلاصه می شود. اول اینکه هردو  چقدر در رابطه مسئولیت پذیر باشند. دو میزان آمادگی دونفر از نپذیرفتن شریکشان و پذیرفته نشدن توسط او.

هرجا رابطه ناسالم باشد احساس مسئولیت پذیری ضعیفی در دو طرف وجود دارد ،ناتوانی در نه گفتن و نه شنیدن وجود دارد. و هر جا رابطه سالم و عاشقانه باشد مرزبندی مشخصی برای ارزش ها و مسئولیت های هر فرد برای خودش وجود دارد.

در یک رابطه ناسالم فرد توقع دارد که دیگران مسئولیت مشکلاتشان را بپذیرند، یا مسئولیت زیادی از مشکلات دیگران بر عهده میگیرند. در این نوع رابطه هر فرد تلاش می کند مسئولیت دیگری را حل کند تا رابطه خوبی داشته باشند در حالی که برای پیشرفت هر کس باید مشکلات خودش را حل کند.

نازنین بارانی

نویسنده

نازنین بارانی

متخصص در بحث اوسینت بهینه سازی مسئول اخبار تکنولوژی در سایت

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *